نابرابری قبل ار درمان نیاز به توصیف دارد. نیاز به ترمینولوژی و پدیدار شناسی دارد. در حال حاضر بخش بزرگی از بحثهای پیرامون نابرابری با اتهام حسادت، بازندگی یا عقدهگشایی روبهرو میشود. در بهترین حالت، هر گونه تلاش برای واکنش برای توصیف نابرابری با این استدلال که راهکاری برای خل این مساله وجود ندارد؛ سرکوب میشود.
اصلا اکر فرض را بر این بگذاریم که نابرابری درمان نداشته باشد. لازم است تا توصیف شود. لازم است تا وجود چنین پدیدهای به رسمیت شناخته شود و به بحث گذاشته شود. در همین بحثها و گفتگوها است که خرد جمعی دلایل و تاثیرات مثبت و منفی یک پدیده را درک میکند و آگاهی بیشتری در واکنش و مدیریت آن پیدا میکند.
چرا گفتگو پیرامون نابرابری سرکوب میشود؟
چون بازندهای این بازی انگیزه زیادی برای گفتگو دارند اما قدرت کافی و توصیف مناسب برای آن ندارند و برندههای این بازی، قدرت بیشتری دارند و انگیزه آنها برای ایگنور کردن این موضوع بسیار بیشتر از انگیزه برای پرداختن به آن است
چاره چیه؟
رویکرد هر دو طرف باید پختهتر شود. بازندههای بازی نابرابری، باید توصیف را در اولویت قرار دهند و فارغ از پیدا کردن راهکار به تلاش برای باز نگه داشتن راه توصیف ادامه دهند. پیدا کردن راهکار به مراحل احتمالی بعدی مربوط است که پرداختن به آن در این مرحله، نه لازم است و نه مفید
با این رویکرد است که برندههای بازی نابرابری هم از فشار اتهام خارج میشوند و میتوانند فارغ از نقطه نظر شخصی به مسئله نگاه کنند و در مرحله توصیف، به پیشبرد فرآیند کمک کنند.