یادداشت

ایده‌ال ، واقعیت ، حقیقت و یا استناندارد … مسئله این است!

علیرضا پورعابدین۳ دقیقه مطالعه

همه ما اهدافی در زندگی داریم. اهدافی که زیر بنای تمام تلاش‌ها و دلیل تحمل سختی‌های راه برایمان بوده است. زندگی ما با این اهداف شکل گرفته، جهت پیدا کرده و رو به جلو حرکت کرده است. فرقی نمی کند که کدام بخش از زندگی برای ما بیشتر اهمیت دارد. جایگاه اجتماعی، موقعیت شغلی، روابط عاطفی، پیشرفت‌های شخصی و یا ابعاد معنوی، ما با اهدافمان زنده‌ایم و برای رسیدن به آنها تلاش می‌کنیم.

تا اینجا که همه چیز خیلی پر شور و شعف بود! اما مشکل از آنجایی شروع می‌شود که در فراز و نشیب‌های زندگی با موقعیت‌هایی رو به رو می‌شویم که علی‌رغم تمام خوبی‌هایشان با اهداف ما سنخیت کاملی ندارند. ما بر سر یک انتخاب پیچیده دچار تردید می‌شویم. از طرفی شرایطی که برای رسیدن به آن‌ها، مدت‌های زیادی از عمر و انرژی خود را صرف کرده ایم. آنچنان در وجودمان عمیق شده‌اند که تصور گام برداشتن در مسیری که به آن‌ها منتهی نشود برایمان سخت است. و از طرفی تاریخ تولدمان به ما این تلنگر را می‌زند که شاید بهتر باشد دست از اهدافمان دست بکشیم و با شرایط حاکم کنار بیاییم. در همین حالا و هوا است که یک پست فیسبوکی به یادمان می‌آورد که بسیاری از انسان‌های موفق جهان در شرایط سخت، دست ار مقاوت نکشیدند و با صبر و تلاش به راهشان ادامه دادند. و یک پیام در تلگرام ما را به انعطاف پذیری و بهره‌مندی چیزهایی که داریم دعوت می‌کند.

شاید بهتر باشد قبل از آن که خودمان را متهم به بلندپروازی و یا عدم اعتماد به نفس بکنیم نگاهی عمیق‌تر به اهداف و شرایطمان داشته باشیم.

 

اهدافمان را واکاوی کنیم

محیط ما چقدر برای محقق شدن اهدفمان با ما همسو است؟

موارد غیر اکتسابی تا چه میزانی با اهداف ما مطابق‌اند؟

آیا راه رسیدن را پیدا کرده ایم؟

آیا زمان کافی برای طی کردن مسیر را در نظر گرفته ایم؟

واقعا برای رسیدن به هدفمان تلاش می‌کنیم و یا کرده‌ایم؟

چرا چنین اهدافی در سر داریم؟

آیا چیزهای دیگری نمی‌توانند ما را به کامیابی برسانند؟

 

حالا که توانستیم در بین شرایط و افکارمان را واکاوی کنیم. لازم است چند نکته را در نظر بگیریم.

بعضی از اهداف و شرایط ما ایده‌آل هایی بی‌نقص و کامل هستند که اگر چه دستیابی به آن‌ها بسیار عالی است اما … اگر نگویم غیرممکن‌اند، احتمال وقوع آن‌ها بسیار کم است و یا برای رسیدن به آن‌ها زمانی را باید قائل باشیم که دیگر در آن زمان اهمیت خود را از دست داده‌اند واقعیت تلخی است اما فرار از آن، سود چندانی ندارد. ایده‌آل گرایی و کمال‌طلبی بلایی است که جلو بهره‌مندی از شرایط فعلی را از ما می‌گیرد. بهتر است تحلیل درستی از واقعیت های خود و محیط پیرامون خود داشته باشیم.

بعضی از اهدافی که در سر داریم با ما فاصله دوری دارند. اگر تصمیم گرفته ایم که این فاصله را طی کنیم بهتر است هر چه زودتر دل به جاده بزنیم و وقت خود را در بی‌راهه‌ها تلف نکنیم. و اگر هم تحمل سختی راه را نداریم بهتر است حداقل تکلیف خودمان را باخودمان هر چه زودتر مشخص کنیم.

اما بعضی از خواسته‌های ما از زندگی نه ایده‌آل‌هایی دست نیافتنی‌اند و نه آرزوهایی جاه طلبانه! این ها استانداردهایی هستند که نبودشان مستقیما کیفیت زندگی ما را تحت تاثیر قرار می‌دهند. مهم نیست که دور هستند یا نزدیک. مهم این است که نبودشان حیات انسانی ما را تحت تاثیر قرار می‌دهد. لازم است تا دیدمان را باز کنیم و هر چه لازم است را بشتاسیم و انجام دهیم.

 

دیدگاه خود را بنویسید