همراه اول به من یه حس خاصی میده. حسی مثل قرضالحسنه های محلی دههٔ شصت. همون هایی که یه پیرمرد بداخلاق پشت یه میز چوبی کهنه مینشست و یه ساعت قدیمی تیک تیک میکرد. هر وقت باهاشون کار داشتی باید ساعتها منتظر میموندی و چون کارمون بهشون گیر بود مجبور بودیم هر رفتاری رو تحمل کنیم…
انحصار گرایی عامل اصلی رکود
اصولا حاکمیت به عنوان بالاترین قدرت متمرکز در یک جامعه نقش کنترلکننده و نظارتی داره مگر در مواردی که انگیزههای مالی و اعتباری برای بخش خصوصی وجود نداشته باشه و یا نخواهیم که این انگیزهها وجود داشته باشه. مثلاً اگه تصمیم گرفته میشه که آموزش یا بهداشت رایگان در اختیار همه قراره بگیره. دولت برای تحقق این تصمیم میاد و به عنوان یک دست آهنی، بالانس عرضه و تقاضا رو به هم میریزه و همهٔ تقاضا رو به رایگان پاسخ میده.
اما وقتی در یک حوزه بازدهی اقتصادی و انگیزه فعالیت وجود داره. حاکمیت باید نقش نظارتی به خودش بگیره و اجازه رقابت به بخش خصوصی بده. در چنین ایدهای حاکمیت اجازه میده عرضه و تقاضا به شکل پویایی با هم رابطه برقرار کنند و فقط از امکاناتی که داره برای راحتتر و شفاف شدن این ارتباط استفاده میکنه. حاکمیت با انحصار شکنی و ایجاد فضای رقابتی، پویایی رو در فضای اقتصادی جامعه نهادینه میکنه. اگه یکی از فعالان این بازی برای خودش انحصار جدیدی ایجاد کنه. حاکمیت وارد عمل میشه و بازی رو به نفع انحصار شکنی تغییر میده…
اما اتفاقی که در بسیاری از حوزههای اقتصادی کشور ما میافته کاملا متفاوته. تقریبا همه میدونن که حوزههایی مثل مخابرات، گردشگری،عمران، اتوموبیل و انرژی پربازده و سودآور هستند. اما وقتی به فعالین این حوزه نگاهی میاندازی متوجه میشی که بخش بزرگی از اونها شرکتهایی هستند که ظاهری خصوصی و باطنی دولتی دارند.
همهٔ تبلیغات و جنجالهایی که بر سر خصوصیسازی شنیده میشه. نهایتا به واگذاری کمتر از ۴۹ درصد سهام این شرکتها به بورس و یا تصاحب بخش بزرگی از سهامشون توسط یک نهاد دولتی دیگه ختم میشه.

شرکت ارتباطات سیار ایران یا همون همراه اول
نمونه بارز شرکتهای خصولتی (ادعای خصوصی با زیربنای دولتی) همین شرکت ارتباطات سیار ایران بوده و هست. در سال ۷۳ بخشی در مخابرات دولتی ایران ایجاد شد تا برای اولین بار سیمکارت موبایل در ایران عرضه بشه. در اون زمان مبلغی بیش از یک ملیون تومان برای پیشخرید سیمکارت موبایل پرداخت میشد که بخش بزرگی از اون ودیعه بود! ودیعه یعنی چی؟ ودیعه یعنی یه پولی پیش ما به صورت ضمانت بزارید که اگه قبض رو پرداخت نکردید ما بتونیم هزینه خدماتی که به شما دادیم رو از اون مبلغ ضمانت برداشت کنیم. حالا تصور کنید پولی به اندازه هزینه تهیه مسکن استاندارد اون روز میگرفتند که پرداخت خدماتی که نهایتا به ده هزار تومن در ماه هم نمیرسید رو ضمانت کنه!!!
این نوع نگاه و رفتار در این شرکت ادامه داشت تا سال ۱۳۸۵ که ایرانسل به عنوان کمپانی که ۴۹ درصد سهمش در مالکیت امتیان آفریقای جنوبی بود با نگاهی مشتری مدارانهتر پا به عرصه رقابت گذاشت. حضور ایرانسل در عرصه رقابت باعث شد شرکت دولتی ارتباطات سیار ایران بعد از سالها مقاومت در برابر فشارها مجبور به تعدیل قیمتها و ارائه خدمات جدیدی مثل سیمکارتهای اعتباری شود. از طرفی در برابر برندینگ قوی که ایرانسل برای خود انجام داده بود باید فکری به حال اسم و رسم کهنه خود میکردند. به همین خاطر بود که درست یک سال پس از حضور ایرانسل و در سال ۱۳۸۶ به فکر ریبرندینگ افتادند و اسم «همراه اول» را برای خودشون انتخاب کردند. قبول دارم که هنوز ۵۱ درصد سهم ایرانسل در اختیار حاکمیته. اما روحیه و هویت ایرانسل بسیار مدرنتر از مخابرات دولتی ایران بوده و هست.
خداحافظی از همراه اول …
من هم سالها خدمات همراه اول به عنوان اصلیترین راه ارتباطی استفاده میکردم. تا اینکه یک ماه پیش متوجه شدم گزینه پرداخت اقساطی صورتحساب داخل اپلیکیشن همراه اول وجود داره. ترجیح دادم مبلغ نسبتا بالای صورتحسابم رو بصورت اقساطی پرداخت کنم. با این کار نه تنها اتفاق خوبی نیوفتاد. بلکه به دردسرهای بزرگی افتادم! قبوض اقساط صادر شده در اپلیکشن قابلیت پرداخت نداشتند و سامانه تلفن گویای همراه اول هم نمیتونست صورتحسابی رو از من دریافت کنه. خلاصه من هر نوع قبضی که امکان پرداخت داشت رو پرداخت کردم. از میاندوره بگیر تا پایان دوره. اما سیستمهای بزرگترین ارائهدهنده خدمات تلفنهای ایران قابلیت ارائه قبض اقساط رو به من نداشت و سیمکارت من رو به صورت کامل قطع کردند!

تماسهای من با پشتیبانی همراه اول فقط یک راه رو جلوی پای میگذاشت و اون هم مراجعه حضوری در شرکتهای مخابرات بود. اشتباه نکنید دفتر خدمات مشترکین نه. فقط و فقط شرکت های مخابرات… همونهایی که یه تابلو آبی رنگ و رو رفته داره. همونهایی که باید از یه حیاط آسفالت شده که در دیوارش پر شده از شعار و جملات قصار رد بشی و وارد یه ساختمان قدیمی بشی. همونهایی که کارمندهاش ارث پدرشون رو ازت طلبکارن…
به هر حال من سرویسدهنده موبایلم رو عوض کردم. و الان از خدمات ایرانسل استفاده میکنم. سراغ ترابرد و اینجور جینگولکبازیها هم نرفتم. شما هم یه کمی به این موضوع فکر کنید….
وقتی این نوع نوشتهها رو می خونم پی میبرم که چقدر خواستههای ما چیزهای کوچکی هستند نسبت به بقیه دنیا. امیدوارم یه روزی رو بسازیم که به این دزدهای مجوزدار نیاز نداشته باشیم.
یه روزی با تعجب در مورد این شرایط حرف خواهیم زد. شاید هم اون روز خیلی یادمون نیاد که توی چه شرایطی زندگی میکردیم. به هر حال این وضع و اوضاع رو توصیف کردم که ثبت بشه و یادم بمونه. ؛)
سلام. من هم قبول دارم که همراه اول به صورت زیرساختی مشکل داره. اما من با همراه اول و ایرانسل کار میکنم و فکر می کنم توی آنتن دهی همراه اول بهتر عمل کرده تا ایرانسل. اما توی اینترنت و پشتیبانی، ایرانسل واقعن بهتره
به نظر من معیار سنجش یک اپراتور موبایل فقط آنتندهی و سرعت اینترنتش نیست. یک کمپانی باید به مشتریهاش احترام قائل باشه که متاسفانه بخاطر انحصاری که در اختیار هر ۴ اپراتور موبایل ایران هست هیچکدوم مشتری مدار نیستند. اما همراه اول در آخر مشتریمداری قرار داره
خیلی زیاد قبول دارم حرفت رو، راستش یک سری چیزای ریز و کوچیک هست ک مثل میخ تو دیوار میمونه وقتی میکنیشون از دیوار جاش هست تجربه خوبی بود چون دقیقاً من هم مثل تو تقریباً با این دیدگاه مهاجرت کردم، حداقل دیگه اون نارضایتی رو ندارم ولی نه اینکه نباشه، اما بالاخره هست و کم تر