
در این هفتههای آغازین پاییز ۱۴۰۱، بارها در برابر وجدان خودم به محاکمه کشیده شدم که چرا اقدامی نمیکنی؟ حالا که عدهای از جان خود میگذرند؛ عدهای آغوش برای گلوله باز میکنند؛ جمعی با آنکه میدانند شکنجه و انفرادی در انتظارشان خواهد بود؛ باز هم سکوت نمیکنند. در چنین شرایطی چرا سکوت کردهای و منفعل نشستهای؟!
حالا که میبینم زنان و دختران جامعهٔ پیرامون من، با اعتماد به نفس بیشتری پوشش خود را آزادانه انتخاب میکنند و مردان جامعه هم با آگاهی بیشتری سعی میکنند هزینه روانی کمتری را به زنان تحمیل کنند، از خودم میپرسم، سهم من در این مسیر مثبت چیست؟
بعد از این همه جدال درونی، به رویکردی رسیدهام که فکر میکنم مفید است و تا اطلاع ثانوی که بتوانم این رویکرد را به سمت بهتری تغییر بدهم؛ بر مبنای آن عمل خواهم کرد.

این مسیر نیاز به تداوم و ممارست دارد؛ ما باید دوام بیاوریم!
عصای موسایی در کار نیست که ناگهان رود نیل را بگشاید، یک مسیر فرسایشی و تدریجی پیش روی ماست. حکومت هزینه اعتراض را برای ما آنقدر بالا میبرد تا جایی که قادر به پرداخت هزینه آن نباشیم و از ادامه راه منصرف شویم و ما هم هزینه سرکوب را آنقدر برای حکومت بالا میبریم تا جایی که توان و انگیزهای برای سرکوب نداشته باشد.
در این میان هر طرفی که بیشتر دوام بیاورد، برنده میشود و هر طرفی که نتواند ادامه بدهد؛ بازنده خواهد بود.
ما برای تداوم اعتراض باید مدیریت منابع کنیم و بتوانیم آمادگی خود را برای طولانیتر شدن این اعتراضات بالا ببریم.
شاید دو سال طول بکشد، شاید سه سال! علم غیب نداریم که بدانبم چقدر طول خواهد کشید. فقط این را میدانیم که اگر برای ۶ ماه مبارزه آمادگی ذهنی و اجرایی داشته باشیم، روز اول ماه هفتم توان ادامه دادن نخواهیم داشت و زمین مبارزه را با زیان فراوان به عنوان بازنده ترک خواهیم کرد.
ما باید آمادگی ذهنی و اجرایی این را داشته باشیم که تا زمان نامعلومی اینترنت با اختلال شدید روبهرو است؛ کسبوکارها در فشار شدید خواهند بود؛ اعتصاب کنندگان بخشهای دولتی به منابع مالی حمایتی برای زنده ماندن نیاز دارند؛ فراهم سازی اتصال به اینترنت آزاد نیاز به اقدامات غیرانتفاعی داوطلبانه و وسیع دارد؛ و مهمتر از همه اینکه آماده باشیم که فشار روحی سنگینی را تحمل کنیم.
تا زمان نامعلومی اخبار، اخبار کشته شدن بیگناهان است و وقاحت مزدوران و صاحبان قدرت
تا زمان نامعلومی من و شما باید راههای مقدوری برای حفظ روحیه، شادمانی و انگیره پیدا کنیم.
تا زمان نامعلومی برنامههای توسعه زندگی شخصی ما کند خواهند شد و بسیاری از برنامهریزیهایمان به دست فراموشی سپرده خواهد شد.
تا زمان نامعلومی ما نه تنها باید زنده بمانیم، بلکه باید سرزنده باشیم تا بتوانیم در این مبارزه نقش مفیدی بازی کنیم.
ما برای ادامهدادن در این مبارزه، باید دوام بیاوریم؛ ادامه دهیم و تابآوری خود را در برابر فشارها بالا ببریم. هزینههای مبارزه را برای معترضین به حداقل برسانیم و برای حاکمیت به حداکثر. همچنین منابع مالی و زیرساختی معترضین را تا جای ممکن افزایش دهیم.

در این مبارزه دقیقا چه کاری از دست من بر میآید؟
۱- اولین و مهمترین چیز سلامت جسمی و روحی خودم است. قبل از هر چیز باید روی جسم و ذهن خودم متمرکز باشم تا حداقل استاندارهای سلامت برای من به مخاطره نیوفتد.
علاوه بر حفظ روحیه و اولویت قائل شدن برای بهداشت روانی، ما باید آمادگی ذهنی و مالی خود را برای طولانیتر شدن اعتراضات بالا ببریم. اعتراضات دو ماهه نبست؛ شش ماهه هم نیست. اعتراضات تا زمان نامعلومی ادامه خواهد داشت.
۲- برای حفظ سلامت روحی و جسمی محیط و سایر معترضین هر اقدامی که از دستم بر میآید را انجام دهم. ترویج روشهای پیشنهادی مفید برای مدیریت غم و پرهیز از افسردگی میتواند یکی از این راهها باشد. توجه به ارتباطات انسانی و همدلی و توجه با اطرافیان نیز میتواند اقدام مفید دیگری باشد.
۳- کمک کنیم هزینه اعتراض برای معترضین قابل تحمل و مدیریت شود. همه ما میدانیم که اعتراض برای همه ما هزینههایی دارد، اختلال در اینترنت مشهودترین هزینهای است که به همه جامعه تحمیل میشود. آن کسی که اعتصاب میکند درآمد و امنیت شغلیاش را هزینه میکند؛ آنکس که به زندان میافتد، روح و آرامش و آزادی نسبیاش را هزینه میکند. هر کسی ممکن است در مواجهه با بعضی از این هزینهها کارکرد مثبتی داشته باشد و بتواند به کاهش این هزینهها کمک کند.
آن کاری که از دستمان برای کاهش هزینه اعتراض بر میآید را باید انجام دهیم. اما تا آنجایی که هزینه دیگری را افزایش ندهیم!
برخی اقدامات در حوزه توان و شما نیست، ساژمانها و نهادهای غیرانتفاعی و مردمنهاد باید انجام ان اقدامات را بع عهده بگیرند. تامین منابع مالی و توزیع آن بین اعتصابکنندگان بخشهای دولتی کاری نیست که من نوعی از قشر کارگر بتوانم انجامش دهم. من وشما همین که دوام بیاوریم و کمرمان زیر فشار اقتصادی نشکند، سهم خود را انجام دادهایم.
۴- یکی از معترضان خود من و شماییم! پرداخت هزینههای اعتراض باید برای من و شما هم قابل تحملتر شود. در شرایطی که اعتراض روی گردش اقتصادی تاثیر منفی غیر قابل اجتنابی میگذارد؛ من و شما باید برای ریاضت اقتصادی آماده تر از قبل باشیم.
کاهش هزینههای زندگی، مدیریت مالی و پرهیز از مصرف گرایی میتواند تابآوری ما را افزایش دهد و برای ادامه مسیر آمادهتر کند.
۵- مراقب سواستفاده ترحمطلبان و کاسبان بحران باشید. در میان همهُ این همدلیها و مساعدتهایی که برای کاهش هزینه اعتراض به هم میکنیم؛ باید مراقب باشیم که کسیه لاشخوران پر نشود. فشار روی همه هست. توزیع سختگیرانه منابع حتی اگر باعث کند شدن روند توزیع بشود؛ بهتر از آن است که در را برای لاشخوران باز نگه داریم.
۶- هزینه سرکوب را برای حاکمیت بالا ببریم، به هرشکلی که برایمان مقدور است و باز هم به در صورتی که هزینه بیشتری به جبهه معترضین اضافه نکنیم.
علاوه بر حضور در تجمعات اعتراضی با حفظ تدبیر و عقلانیت؛ اقدامات دیگری هم میتواند در دستور کار ما قرار بگیرد.
چه بخواهیم و چه نخواهیم با پرداخت هر قبض به چرخش اقتصادی حاکمیت کمک میکنیم. قرار نیست هر اقدامی که به حاکمیت کمک میکند را متوقف کنیم. قرار است آن اقداماتی را متوقف کنیم که هزینه توقف آنها برای ما قابل پرداخت است.
برای تحریم خرید خدمات و کالا اولویت با شرکتهای دولتی است که جایگزین غیر دولتی دارند. در درجه بعدی تحریم خرید کالا و خدمات از شرکتهای خصولتی است که جایگزین بهتری برای آنها وجود دارد.
بین بانکهای دولتی، خصولتی و خصوصیهایی که ارتباط صعیفتری با حاکمیت دارند؛ انتقال سپردهها به سمت گزینه سوم میتواند اقدام مفیدی باشد.
از لحاظ روانی و اجتماعی ترد کردن هر کسی که از سفره حاکمیت بهرهمند است؛ اقدام مفید و موثری است.
مطالبه اعتصاب کارکنان کسبوکارهای حکومتی و کمک به بقای کسبوکارهای مستقل دوام ما را افزایش میدهد.